گفتگوی هنری» «هانا» چراغ خانه من

  به آرامی و كاملا شمرده صحبت می‌‌كند. مهربانی در چهره‌اش موج می‌‌زند. چنان با ما با خوشرویی با ما برخورد می‌‌كند كه گویی سالیان سال است كه ما را می‌‌شناسد. مدت‌هاست كه در پی فرصتی هستیم تا پای صحبت‌هایش بنشینیم. می‌‌گوید در سال 1328 در مشهد متولد شده، كار بازیگری را از دوران دبستان آغاز كرده و شروع آن را از خواندن یك انشا سركلاس می‌‌داند. می‌‌گوید از دیدن تعزیه و سیاه‌بازی در جشن‌ها لذت می‌‌بردم.

خود را مدیون اساتیدش می‌‌داند، اگرچه وی این روزها در حرفه خودش استاد است. لحظه‌ای مكث می‌‌كند، گویا به یاد گذشته‌ها و استادانی می‌‌افتد كه با آنها كارش را شروع كرده و دیگر در بین ما نیستند. یادی می‌‌كند از شادروان گرمسیری و از دل آهی می‌‌كشد. از كلاس‌های بازیگری آقای كاشانی می‌‌گوید و از اولین كار تئاترش كه با هادی اسلامی و عده‌ای دیگر از اساتید آغاز كرد.

بله محمد شیری از جمله هنرمندان پیشكسوت این مرز و بوم است كه جوانی خود را در این حرفه سپری كرده. لحظات به یاد ماندنی را در منزلش در حوالی خیابان شهید مفتح سپری كردیم. خواندن این مطلب برای شما كه سالیان سال از شیری خاطره دارید، نمی‌‌تواند خالی از لطف باشد.

محمد شیری را برای خوانندگان ما بیشتر معرفی كنید.

شیری: در سال 1328 در مشهد متولد شدم. تحصیلاتم را تا مرحله دیپلم سپری كردم. خواندن یك انشا سركلاس، شروع كار هنری من بود . در پانزده، شانزده سالگی در مدرسه در نمایش‌های ساده‌ای شركت می‌‌كردم. در آن زمان آقای كاشانی مدرسه بازیگری داشتند كه من در آن كلاس‌ها شركت كردم. شادروان آقای گرمسیری طی بازدید از آن كلاس‌ها، من را برای كار بازیگری و تئاتر انتخاب كردند. از این طریق به اداره تئاتر راه پیدا كردم و همانطور كه فرمودید، اولین كارم را با مرحوم هادی اسلامی انجام دادم. از طرفی در كار موسیقی هم دستی دارم. اولین كاری كه از من در تلویزیون پخش شد، «كیمیاگر» در سال 1350 از شبكه اول سیما بود. پس از انقلاب برنامه «سینما تئاتر 60» را با مجری‌گری ناصر طهماسب كه به بررسی سینما و تئاتر جهان می‌‌پرداخت، شروع كردم. در سال 62 تا 72 سیمای اقتصاد را اجرا و «هتل» آخرین سریالی بود كه در آن ایفای نقش كردم. البته در این بین مجموعه‌ها و فیلم‌های سینمایی «دخترم سحر»، «سامان» و... را در لابه‌لای آنها كار كردم.

 در چه سالی ازدواج كردید و طریقه آشنایی شما با همسرتان چگونه بود؟

شیری: در یك محل زندگی می‌‌كردیم به عبارتی بچه‌محل بودیم و به همین واسطه با او و خانواده‌اش آشنا بودیم كه این آشنایی منجر به ازدواج ما در سال 1354 شد. حاصل این ازدواج سه فرزند به نام‌های «امیررضا»، «بهروز» و «سارا» است كه آنها را بسیار دوست دارم.

گفتگوی هنری» «هانا» چراغ خانه من

به آرامی و كاملا شمرده صحبت می‌‌كند. مهربانی در چهره‌اش موج می‌‌زند. چنان با ما با خوشرویی با ما برخورد می‌‌كند كه گویی سالیان سال است كه ما را می‌‌شناسد. مدت‌هاست كه در پی فرصتی هستیم تا پای صحبت‌هایش بنشینیم. می‌‌گوید در سال 1328 در مشهد متولد شده، كار بازیگری را از دوران دبستان آغاز كرده و شروع آن را از خواندن یك انشا سركلاس می‌‌داند. می‌‌گوید از دیدن تعزیه و سیاه‌بازی در جشن‌ها لذت می‌‌بردم.

خود را مدیون اساتیدش می‌‌داند، اگرچه وی این روزها در حرفه خودش استاد است. لحظه‌ای مكث می‌‌كند، گویا به یاد گذشته‌ها و استادانی می‌‌افتد كه با آنها كارش را شروع كرده و دیگر در بین ما نیستند. یادی می‌‌كند از شادروان گرمسیری و از دل آهی می‌‌كشد. از كلاس‌های بازیگری آقای كاشانی می‌‌گوید و از اولین كار تئاترش كه با هادی اسلامی و عده‌ای دیگر از اساتید آغاز كرد.

بله محمد شیری از جمله هنرمندان پیشكسوت این مرز و بوم است كه جوانی خود را در این حرفه سپری كرده. لحظات به یاد ماندنی را در منزلش در حوالی خیابان شهید مفتح سپری كردیم. خواندن این مطلب برای شما كه سالیان سال از شیری خاطره دارید، نمی‌‌تواند خالی از لطف باشد.

محمد شیری را برای خوانندگان ما بیشتر معرفی كنید.

شیری: در سال 1328 در مشهد متولد شدم. تحصیلاتم را تا مرحله دیپلم سپری كردم. خواندن یك انشا سركلاس، شروع كار هنری من بود . در پانزده، شانزده سالگی در مدرسه در نمایش‌های ساده‌ای شركت می‌‌كردم. در آن زمان آقای كاشانی مدرسه بازیگری داشتند كه من در آن كلاس‌ها شركت كردم. شادروان آقای گرمسیری طی بازدید از آن كلاس‌ها، من را برای كار بازیگری و تئاتر انتخاب كردند. از این طریق به اداره تئاتر راه پیدا كردم و همانطور كه فرمودید، اولین كارم را با مرحوم هادی اسلامی انجام دادم. از طرفی در كار موسیقی هم دستی دارم. اولین كاری كه از من در تلویزیون پخش شد، «كیمیاگر» در سال 1350 از شبكه اول سیما بود. پس از انقلاب برنامه «سینما تئاتر 60» را با مجری‌گری ناصر طهماسب كه به بررسی سینما و تئاتر جهان می‌‌پرداخت، شروع كردم. در سال 62 تا 72 سیمای اقتصاد را اجرا و «هتل» آخرین سریالی بود كه در آن ایفای نقش كردم. البته در این بین مجموعه‌ها و فیلم‌های سینمایی «دخترم سحر»، «سامان» و... را در لابه‌لای آنها كار كردم.

در چه سالی ازدواج كردید و طریقه آشنایی شما با همسرتان چگونه بود؟

شیری: در یك محل زندگی می‌‌كردیم به عبارتی بچه‌محل بودیم و به همین واسطه با او و خانواده‌اش آشنا بودیم كه این آشنایی منجر به ازدواج ما در سال 1354 شد. حاصل این ازدواج سه فرزند به نام‌های «امیررضا»، «بهروز» و «سارا» است كه آنها را بسیار دوست دارم.

از شغل بچه‌ها بگویید.

شیری: امیررضا و بهروز هر دو در كار آزاد هستند. سارا هم دانشجوی ترم آخر زبان است. البته دخترم سارا مطالعاتی در زمینه كارگردانی دارد و مدتی هم به تحصیل در این رشته پرداخته است.

نظرتان در مورد این‌كه فرزندان‌تان وارد عرصه بازیگری و هنر شوند، چیست؟

شیری: قبل از هرچیز باید بگویم كه هر سه فرزند من تجربه بازی در تلویزیون را دارند. دو پسرم در زمینه كودك و نوجوان به همراه خودم یك بازی داشتند. به طور كلی من نه مانع آن می‌‌شوم و نه آنها را مجبور می‌‌كنم. كار ما چون یك سری سختی‌هایی دارد كه به اطرافیان لطمه می‌‌زند، بنابراین من هیچ‌وقت به كسی توصیه نمی‌‌كنم كه به عنوان شغل اول دنبال این كار برود چون برای مثال یك بازیگر دو ماه كار می‌‌كند و دو ماه بیكار است. بنابراین جوانان بدون مطالعه هیچ وقت وارد این راه نشوند و اگر خواستند به این راه پا بگذارند، اول به خدا توكل كنند و بعد مطالعات كافی در این زمینه داشته باشند.

در ابتدای ازدواج نظر همسرتان در مورد شغل شما چه بود؟

شیری: اگر همسرم از این مسئله ناراحتی هم می‌‌كرد، حق داشت. اصولا 99 درصد همسران بازیگران با این شغل مشكل دارند ولی اگر كسی اهل خانواده باشد، چه زن و چه مرد با كمك هم زندگی را می‌‌سازند و هیچ توجهی به مسائل حاشیه‌ای نمی‌‌كنند. باید بگویم كه من به شخصه دارای خانواده سبزی هستم.

كارهای شما اكثرا موفق بوده، چه عواملی را در این موفقیت دخیل می‌‌دانید؟

شیری: قبل از همه عشق و توكل به خدا، بعد مطالعه و پشتكار. در ابتدای امر من با خدای خود پیمان بستم كه در این راه درست گام بردارم. از ابتدا هم نقش‌هایم را از زندگی مردم پیدا می‌‌كردم و هنوز هم احساس می‌‌كنم كه در ابتدای راه هستم.

گفتگوی هنری» «هانا» چراغ خانه من

در انتخاب نقش‌هایتان چه عواملی را مد نظر قرار می‌‌دهید؟

شیری: ما به طور كلی خیلی حق انتخاب نداریم. سعی می‌‌كنم نقشی را كه به من محول می‌‌شود به بهترین شكل بازی كنم حتی اگر آن نقش را دوست نداشته باشم. این مسئله در نقش منفی یا نقش مثبت به یك شكل است. به هر حال نظر كارگردان مهم است. از نظر مالی هم خیلی اهمیت نمی‌‌دهم. گاهی اوقات پیش آمده كه دوستانه هم بازی كرده‌ام ولی باید این را هم در نظر بگیریم كه پول یكی از ملزومات زندگی است.

آیا مجموعه‌هایی كه تا به حال در آنها حضور داشته‌اید، از طرف خانواده مورد نقد قرار گرفته است؟

شیری: دخترم به خاطر شناختی كه از این حرفه دارد، برای من یك مشاور بوده، خانواده من به طور مشخص انتقاداتی نداشته‌اند و یا اگر هم داشته‌اند، زیاد به روی من نیاورده‌اند و احترام مرا نگه داشته‌اند و من فقط از عكس‌العمل بیننده‌ها در اطرافم، نتیجه كار را درمی‌یابم.

میانه شما با كارهای خانه چطور است؟

شیری: من هیچ مشكلی با كار خانه ندارم. هركس در خانه باید كمك كند. هر كاری را انجام می‌‌دهم چون خانه جزئی از زندگی من است.

اجازه بدهید گفتگویی هم با همسرتان داشته باشیم.

شیری: خواهش می‌‌كنم.

خانم شیری از آشپزی همسرتان برای‌مان بگویید.

خانم شیری: دستپخت بسیار خوبی دارند، به خصوص در پختن كله‌جوش استادند.

آیا همسرتان در خانه به شما كمك می‌‌كند؟

خانم شیری: ایشان بسیار كمك می‌‌كنند و به طور كلی با كارهای خانه بیگانه نیستند.

همانطور كه می‌‌دانید كار بازیگری بسیاری از مواقع با دوری از خانواده همراه است. نظر شما در مورد این دوری همسرتان از خانه و خانواده چیست؟

خانم شیری: وقتی كار برای خانواده باشد، غیر از دعای خیر و سلامتی برای همسرم چیز دیگری نمی‌‌خواهم. به هر حال هر كاری مشكلات مخصوص خودش را دارد.

برای موفقیت یك هنرمند خانواده چه وظیفه‌ای دارند؟

خانم شیری: ایجاد محیطی آرام و درك شرایط كاری آنها بسیار مهم است.

خانم شیری، تا چه اندازه شخصیت همسرتان را با شخصیت ایشان در سریال‌ها و مجموعه‌های تلویزیونی نزدیك می‌‌بینید؟

خانم شیری: بیشتر نقش‌های ایشان طنز است ولی به طور كلی پدری مهربان و همسری مدیر و فداكار هستند.

آقای شیری، با ورزش چه رابطه‌ای دارید؟

شیری: در قدیم كمی ورزش می‌‌كردم. البته یك هنرپیشه تئاتر، ورزش را نه به صورت حرفه‌ای بلكه فقط در حدی كه اندام خود را خوب نگه دارد، باید انجام دهد. پیاده‌روی را خیلی دوست دارم و زیاد به پیاده‌روی می‌‌روم.

نظرتان در مورد محبوبیت و شهرت چیست؟

شیری: محبوب بودن خیلی بهتر از مشهور بودن است. من با یك حركت می‌‌توانم یك شبه مشهور شوم نه به عنوان بازیگر، به عنوان یك فرد عادی. می‌‌توانم یك دزد یا قاتل باشم و در مطبوعات مشهور شوم ولی اگر محبوبیت داشته باشم، مهم است. من به جوانان توصیه می‌‌كنم كه غرور، آنها را نگیرد چون شهرت یك شبه می‌‌آید و می‌‌رود. باید همه‌چیز را در نظر گرفت.

آیا فعالیت‌های غیرهنری نیز انجام می‌‌دهید؟

شیری:به عنوان مجری و هماهنگ‌كننده بعضی از همایش‌ها و سمینارها در بعضی از ارگان‌ها شركت می‌‌كنم و كاری به جز كار هنری انجام نمی‌‌دهم.

به هر حال سال‌هاست كه شما در تئاتر و تلویزیون هستید. از این سال‌ها یك خاطره برایمان تعریف كنید.

شیری: در زمان پخش مجموعه سیمای اقتصاد، برادرم به همراه پسرخاله‌ام در راه بازگشت از شیراز دچار سانحه می‌‌شوند و پسرخاله من فوت می‌‌كند. من در آن زمان در حال اجرای نقشی در سریال «هتل» بودم كه در این سریال نقش منفی داشتم و در این نقش می‌‌خواستم عموی خودم را با سم به تدریج بكشم. فردای آن روز باید از فرودگاه پیكر پسرخاله‌ام را تحویل می‌‌گرفتیم. در آن حال و هوایی كه من داشتم، یك خانمی آمد و جلوی مرا گرفت و شروع به فحش دادن كرد كه تو با این پیرمرد چه كار داری و چرا دست از سرش برنمی‌داری.

از نوه‌تان بگویید.

شیری: نامش «هانا» است. تولد او نگاه مرا به زندگی عوض كرد. به نظرم او چراغ این خانه است.

برای خوانندگان مجله ما چه صحبتی دارید؟

«هانا» چراغ خانه من

شیری: از جوانان می‌‌خواهم كه به خدا توكل داشته باشند. فریب فرهنگ غرب را نخورند و هرجا كه هستند، ایرانی باشند و به ایرانی بودن خود افتخار كنند. در هر صنفی كه هستند و هر شخصیتی كه دارند، پشتكار، توكل به خدا و مطالعه را فراموش نكنند و در پایان می‌‌گویم:

حاصل عمر، سه سخن بیش نیست

خام بدم، پخته شدم، سوختم

و دوباره در بیمارستان بستری شد

او مادر سینمای ایران است. مهری ودادیان در دوم خرداد سال 1315 در منطقه سنگلج تهران به دنیا آمد. دو برادر و یك خواهر دارد كه متاسفانه برادرهایش فوت كردند. ثمره ازدواج او سه فرزند است؛ دو دختر و یك پسر. او در نود فیلم و سریال ایفای نقش كرده است كه از معروف‌ترین كارهای پس از انقلاب او باید به مجموعه «آینه عبرت»، «گلهای داودی»، «مدرسه مادربزرگ‌ها»، «پنجره‌ها» و... است اما وی از چند سال پیش دچار ناراحتی‌های فراوانی شده و یك پایش در منزل است و یك پایش در بیمارستان‌ها با این خرج‌های گرانقیمت...

مهری خانم دل پردردی دارد. همین چند هفته پیش در بخش قلب بیمارستان پارس به مدت یك هفته بستری شد. مهری خانم كه هم‌اكنون در منزل دخترش در حوالی تهرانپارس زندگی می‌‌كند، می‌‌گوید: از طرف تلویزیون و سینما هیچ‌گونه حمایتی نمی‌‌شود، حتی یك زنگ نمی‌‌زنند حال مرا بپرسند. تنها دلخوشی‌ام همین مردم است كه همیشه از من حمایت كردند.

ودادیان می‌‌گوید: جا دارد از مسئولان و پزشكان بیمارستان پارس به ویژه از بخش جراحی قلب تشكر كنم كه نهایت لطف را به من ابراز داشتند.

دخترش می‌‌گوید: مادر همیشه در اضطراب است. به این خاطر كه سال‌هاست امنیت شغلی ندارد. طی این سال‌ها قرص‌های گرانقیمت مصرف می‌‌كند و همین مسئله باعث شده كه استرس داشته باشد در حالی كه این استرس به هیچ عنوان برای او خوب نیست.

ودادیان می‌‌گوید: یك خانه كوچك اجاره‌ای دارم اما دیگر نمی‌‌توانم تنها زندگی كنم، به همین خاطر فعلا پیش دخترم زندگی می‌‌كنم.

ودادیان كه در حال حاضر دچار بیماری قلبی است، می‌‌گوید: مهره‌های كمرم پوك است. سال 57 در لهستان برای تئاتر رفته بودیم كه شدیدا ضربه دیدم و از همان زمان این درد لعنتی همراه من است.
با این حال بانوی سینمای ایران روحیه خود را حفظ كرده و می‌‌گوید: رنگ زندگی من سبز است. سبز به این خاطر كه همیشه زنده‌دلی را در خود حفظ كرده‌ام و رنگ دیگر زندگی‌ام خاكستری است به این خاطر كه دردهای زیادی دارم و با این دردها زندگی می‌‌كنم.
منبع : مجله خانواده سبز

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 16 اردیبهشت 1387    | توسط: علیرضا    | طبقه بندی: گفتگو با شخصیتها،     | نظرات()