استاد محمدرضا حکیمی در کتاب «حماسه غدیر» که الحق و الانصاف بهترین وصف و تحلیل راجع به کتاب سترگ «الغدیر» و عالیترین تالیف پیرامون شخصیت حضرت علامه امینی ره محسوب می شود می فرماید:

طبری، در کتاب تاریخ خود، حدیث غدیر را از فزون بر70 تن از اصحاب پیغمبر روایت می کند، که چندین مرتبه بالاتر از حد «تواتُر» (صدور و ثبوت قطعی) است. و حدیث را آنچنان به دقت و تفصیل نقل می کند که از جمله دیده می شود که پیامبر «ص»، در همان روز (روز 18 ماه ذیحجه سال10 هجری) و همان خطبه، بجز تعیین موکد و صریح علی بن ابیطالب برای وصایت و خلافت، به دیگر ائمه طاهرین نیز اشاره می کند، و اطاعت آنان را، در روزگار آنان، بر همه امت فرض می شمارد، و حتی نام «مهدی» را نیز بر زبان می آورد نیز حافظ ابوالفرج بن جوزی حنبلی (م 597) می گوید:
علمای تاریخ و سیره اجماع کرده اند که واقعه غدیر، پس از بازگشت پیامبر «ص» از حجة الوداع اتفاق افتاده است، در روز 18 ذیحجه، و در آن روز، از اصحاب و اعراب و ساکنان حومه مدینه و مکه،120000 تن جمعیت با پیامبر بودند. و اینان کسانی بودند که با او در «حجة الوداع» شرکت کرده بودند، و حدیث غدیر را از او شنیدند. و شاعران در این باره اشعار بسیار سرودند.
نیز ضیاء الدین مقبلی (م 1108) می گوید:
اگر حدیث غدیر مسلم نباشد، هیچ امر مسلمی در اسلام وجود ندارد .
و همین گونه، در طول سده های اسلامی- چنانکه اشاره شد- صدها تن، از عالمان اهل سنت، واقعه غدیر را روایت کرده اند. اگر بخواهیم روایتها و اظهارهای آنان را بیاوریم باید چند جلد از کتاب «غبقات الانوار»، یا «الغدیر» را ر اینجا ذکر کنیم. پس می گذریم و همین اندازه می گوییم که در همین سده و همین روز و روزگار نیز، بسیاری از محققان و محدّثان و مولفّان اهل سنت، به ذکر روایت غدیر و ثبت آن پرداخته اند، ازجمله:
احمد زینی دحلان مکی شافعی، در کتاب (الفتوحات الاسلامیه)
شیخ یوسف نبهانی بیروتی، در کتاب (الشرف الموبّد)
سیّد مومن شبلنجی مصری، در کتاب (نور الابصار)
شیخ محمد عبده، در کتاب تفسیر (المنار)
عبدالحمید آلوسی بغدادی، در کتاب (نثرالّلآلی)
شیخ محمد حبیب الله شنقیلی، در کتاب (کفایة الطّالب)
دکتر احمد فرید رفاعی، در کتاب تعلیقات (معجم الادباء)
استاد احمد زکی مصری، در کتاب تعلیقات (الاغانی )
استاد احمد نسیم مصری، در کتاب تعلیقات (دیوان مهیار دیلمی)
استاد اعظمی بغدادی، در کتاب شرح (الغدیر)، ج 150:1
استاد محمد محمود رافعی، در کتاب شرح «هاشمیّات»
استاد محمد شاکرنابلسی، در کتاب شرح «هاشمیّات»
استاد عبداالفتار عبدالمقصود، در کتاب «الغدیر»، ج 6
حافظ ناصر الُسّنه حضرمی، در کتاب (تشنیف الآذان) .
دکتر عمر فروخ، در کتاب (حکیم المعرّة)
و اخیراً استاد و محقق معروف جهان سنت، عبدالله علایلی، در سخنرانی خود در رادیو لبنان (به تاریخ 18 ذیحجه 1380 ق) چنین گفته است:
ان عید الغدیر جزء من الاسلام، فمن انکره فقد انکر الاسلام بالذات.
عید غدیر جزء اسلام است. هر کسی منکر آن شود، منکر خود اسلام شده است.

و یک سؤال مهم : چرا معرّفی امیرالمؤمنین در روز غدیر انجام شد؟

مفسّرین شیعه وسنی نوشته‏اند که آیه شریفه: « یا ایّها الرّسول بلّّغ ما انزل الیک من ربّک و ان لم تفعل فما بلّغت رسالته و الله یعصمک من النّاس .»  درباره علی(ع) نازل شده است و مربوط به غدیر خم است. قبل از توضیح واقعه، یک نکته را باید یادآوری نماییم و آن این است که: وحیی که بر پیامبر(ص) نازل می‏شده است دو گونه بود: وحی قرآنی و وحی غیر قرآنی.  وحی قرآنی آن است که لفظ و معنی از جانب خداوند بر پیامبر(ص) وحی می‏شده است که همین آیات و سوره‏های مبارک قرآن است.
     درباره داستان غدیر هم چنین بوده است، ابتدا در روز عرفه وحی غیر قرآنی بر پیامبر(ص) نازل شد که باید در این اجتماع بزرگ، «حجة‏الوداع‏» علی را به جانشینی خود منصوب نمایی.

وحی غیر قرآنی آن است که معنا از جانب خداوند بر پیامبر(ص) وحی می‏شده و آن بزرگوار آن را با الفاظ خود بیان می‏کرده است، مانند: عدد رکعات نماز، کیفیت نماز، و دیگر احکامی که در قرآن نیست و پیامبر(ص) آن را بیان نموده است. هر آیه‏ای که نازل می‏شد معنایش به پیامبر(ص) وحی می‏شد، لذا خداوند می‏فرماید: «و انزلنا الیک الذّکر لتبین للنّاس ما نزل الیهم؛ آنچه برای مردم در قرآن نازل شده است‏ را شما باید بیان کنی‏» و پیامبر(ص) از خود چیزی نمی‏گفت. «ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی؛ پیامبر از روی هوای نفس سخن نمی گوید و آنچه می گوید نیست مگر وحیی که بر او نازل شده است.‏»احکامی که با وحی غیر قرآنی بر پیامبر(ص) نازل می‏شد پیامبر(ص) گاه به ملاحظاتی در تبلیغ آن تأنّی می‏فرمود، مانند: داستان زینب، زن زید پسر خوانده پیامبر(ص)، که خداوند پس از آنکه زید او را طلاق داد به پیامبرش تزویج کرد ولی به خاطر این که مردم نگویند زن پسرخوانده خود را گرفته است انجام این دستور را به تأخیر انداخت تا آنکه وحی قرآنی نازل شد، آنگاه پیامبر(ص) بی‏درنگ به خانه زینب رفت. درباره داستان غدیر هم چنین بوده است، ابتدا در روز عرفه وحی غیر قرآنی بر پیامبر(ص) نازل شد که باید در این اجتماع بزرگ، «حجة‏الوداع‏» علی را به جانشینی خود منصوب نمایی.
وحیی که بر پیامبر(ص) نازل می‏شده است دو گونه بود: وحی قرآنی و وحی غیر قرآنی.

ولی پیامبر(ص) در این اندیشه بود که مبادا بگویند او می‏خواهد پسرعموی خود را به خلافت پس از خویش تعیین نماید. در ابلاغ فرمان تأنّی کرد و به تأخیر انداخت تا حاجیان به جحفه رسیدند، منطقه‏ای که حاجیان از یکدیگر جدا می‏شدند و آن اجتماع عظیم از هم می‏پاشید. در همین جا بر پیامبر وحی قرآنی شد و آیه شریفه نازل شد: «یا ایّها الرّسول بلّغ ما انزل الیک؛ ای پیامبر آنچه را در عرفه بر تو نازل کرده بودیم در حجفه به مردم برسان.» پیامبر فوراً از شترش پایین آمد دستور داد آنها که جلو افتاده‏اند برگردند و آنها که عقب مانده‏اند خود را برسانند، نزدیک ظهر بود و هوا گرم. کنار برکه آبی به نام غدیر از جهاز شتران منبری ساختند، پیامبر(ص) نماز خواند آنگاه بر آن منبر بالا رفت و خطبه ‏غدیر را بر مردم خواند و بدین ترتیب علی(ع) را به عنوان جانشین پس از خود اعلام نمود.
منبع :تبیان

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 26 آذر 1387    | توسط: علیرضا    | طبقه بندی: عمومی،     | نظرات()