زندگینامه موتزارت و مطالبی در مورد او

موسیقی موتزارت تاثیر شگرفی بر روح انسانمیگذارد. اصولا فعالیتهای نوابغ و هنرمندانبیشتر از آنكه عامه پسند باشند مورد توجه افراداهل فن قرار میگیرد، اما در ارتباط با موتزارتباید گفت: این موضوع صادق نیست. زیرا روحموسیقی
موتزارت در همه جا محسوس است وآثار او برای همه مردم قابل درك و هضممیباشد. موسیقی موتزارت حتی در پیچیدهترینقسمتها برای عوام قابل شنیدن است و به هیچوجه باعث آزار نمیشود، اما واقعا چرااینگونهاست، در جواب باید متذكر شد كه درموسیقی موتزارت علاوه بر رمز و راز، سادگی درعین پیچیدگی احساس میشود و این سادگی وزیبایی برای همه قابل درك است. در مجموعباعث میشود كه موتزارت غنی و دلچسب به نظرمیرسد اما نه دلچسب مانند بسیاری از ترانههایپاپ و مدرن امروزی كه عمری كمتر از دو یا سهماه دارند.
امروزه با گذشت 250 سال از زمان موتزارتهنوز موسیقیهای او زنده و تازه میباشد. پسبیاییم زندگی پررمز و راز و افسانهایموتزارت را باهم مطالعه كنیم.
بقیه در ادامه مطلب ...

موسیقی موتزارت تاثیر شگرفی بر روح انسانمیگذارد. اصولا فعالیتهای نوابغ و هنرمندانبیشتر از آنكه عامه پسند باشند مورد توجه افراداهل فن قرار میگیرد، اما در ارتباط با موتزارتباید گفت: این موضوع صادق نیست. زیرا روحموسیقی
موتزارت در همه جا محسوس است وآثار او برای همه مردم قابل درك و هضممیباشد. موسیقی موتزارت حتی در پیچیدهترینقسمتها برای عوام قابل شنیدن است و به هیچوجه باعث آزار نمیشود، اما واقعا چرااینگونهاست، در جواب باید متذكر شد كه درموسیقی موتزارت علاوه بر رمز و راز، سادگی درعین پیچیدگی احساس میشود و این سادگی وزیبایی برای همه قابل درك است. در مجموعباعث میشود كه موتزارت غنی و دلچسب به نظرمیرسد اما نه دلچسب مانند بسیاری از ترانههایپاپ و مدرن امروزی كه عمری كمتر از دو یا سهماه دارند.
امروزه با گذشت 250 سال از زمان موتزارتهنوز موسیقیهای او زنده و تازه میباشد. پسبیاییم زندگی پررمز و راز و افسانهایموتزارت را باهم مطالعه كنیم.
زندگی موتزارت
(ولفگانگ آمادئوس) موتزارت آهنگسازاتریشی از نابغههای موسیقی و از بزرگترینآهنگسازان موسیقی كلاسیك بود. او در 27ژانویه 1756 در سالزبورگ كه یكی از مراكزهنری و فعالیتهای مهم موسیقی اروپا بود درخانوادهای هنرمند به دنیا آمد.
از هفت فرزندی كه پدر و مادرش میبایستداشته باشند تنها او و خواهرش (ماریا آنا) ازبیماریهای نوزادی آن دوران جان سالم بدربردند.
پدرش (لئوپلد) كه در دربار اسقف خدمتمیكرد، آهنگساز و ویولونیست مشهوری بود و دراكستر والی سالزبورگ رهبریت آن را به عهدهداشت.
از همان كودكی و لفگانگ چنان نبوغی نشانداد كه پدرش همه چیز را رها كرد و بهطور جدیو مستمر به آموزش او پرداخت.
خانواده موتزارت به قصد كسب تجربه ونمایش هنرشان به یك سفر دور و دراز در گسترهاروپا رفتند. در آن زمان و لفگانگ 7 ساله بود. اوو خواهرش به همراه پدر در مدت 3 سال در48 شهر كنسرت دادند و لفگانگ كه از سه سالگیپیانو را نزد پدر آموخته بود اولین قطعاتش را دراین دوران ساخت و بهطور خودآموز نوازندگیویلون و ارگ را یاد گرفت. او اولین اثر اپرایش رادر سن 12 سالگی خلق كرد و در این سنیننوازنده ای چیره دست در پیانو و ویولن و ارگشد.
پدرش كه مدرس موسیقی بود، یكی ازاصلیترین مشوقهای و لفگانگ به شمار میرفت.او در طی سفرهای مختلفش به دربار پادشاهها وملكهها میرفت و در حضور اشراف توانایی ونبوغ پسرش را به نمایش میگذاشت...
خانواده كمی بعد از سال 1766 به وطن بازگشتند. آنها امیدوار بودند و لفگانگ اپرایی را كهنوشته در آنجا اجرا كند اما بهدلیل بعضی دسیسههااین اپرا ارائه شد. او و خانوادهاش سال 1769را در سالزبورگ گذراندند.
در سالهای 1770 - 73 سه بار به ایتالیا سفركردند كه در آن هنگام موتزارت 2 اپرا و یكسونات برای اجرا در میلان نوشت. ضمنا در اینهنگام با سبك موسیقی ایتالیایی آشنا شد.
در تابستان 1773 دفعات بیشتری به وینرفت و بیشتر برای آنكه شاید محلی برای تدریسبهدست آورد. در آنجا موتزارت یك رشتهكوآرتت و سمفونی نوشت.
با این همه این نابغه بیمانند جهان موسیقیهرگز نتوانست به موفقیتهای رسمی كهمخصوص آن دوران بود دست یابد زیراموسیقیدانانی كه یك صدم خلاقیت و هنر او رانداشتند. اما با فرود آوردن سر تسلیم بر ارادهفرمانروایان آن روزها و دیارها به رهبریاركسترهای ویژه آنان دست مییافتند لذا ازلحاظ مالی تامین میشدند. اما گویی و لفگانگآمادئوس فرصتی برای این تسلیمها و حرمتها وامنیتها نداشت، از این رو اصطلاح حقوق بگیردربار نبود.
موفقیت
پدر ولفگانگ میدید فرصتهای فرزندش بهعنوان یك آهنگساز با استعداد در سالزبورگ ازبین میرود، او تصمیم گرفت برای ولفگانگ درجای دیگر شغلی بیابد. لذا ولفگانگ به همراهمادرش به مونیخ و مانهایم رفت اما هیچ شغلیبهدست نیاورد. او بیش از 6 ماه در مانهایم ماند وآهنگ هایی برای فلوت و پلانو نوشت و در آنجاعاشق دختری زیبا و بنام آلوئیزاوبر شد.
موتزارت حدود 50 سمفونی نوشت.
پدرش به فكر افتاد پسر و همسرش را به پاریسبفرستد، اما متاسفانه ولفگانگ از محیط رسمی وخشك پاریس خوشش نیامد. لئوپولد به او گفتكه باز گردد چرا كه در شهر خودش شغل بهتریبرایش پیدا كرده بود. مادر در پاریس فوت
كردولفگانگ تنها از این سفر با خاطره ای تلخ بازگشت. مدتی در سالزبورگ در كلیسای جامع درگروهی موسیقی به نواختن ویلن و ارگپرداخت.
ولفگانگ تصمیم گرفت به مونیخ برود تا درآنجا اپرا بنویسد. بعد به وین دعوت شد. او دردربار امپراطور به آشپزی مشغول شد. روزی ازكارفرمایش خواست كه اجازه ساخت آهنگیدرباره موضوع مورد علاقهاش را از پرنسبخواهد. اما پرنس بیتوجه به موتزارت، سببرنجش وی شد. موتزارت از دربار بیرون آمد و درسالهای بعد زندگیش را با تدریس موسیقی، چاپآثارش یا نواختن برای عموم و یا در خانهدوستانش میپرداخت. در سال 1787 شغلكوچكی به عنوان رهبر گروه موسیقی بهدستآورد كه از آن حقوق كافی عایدش میشد ولی ازنوشتن آهنگهای گروه باله چیزی به دستنمیآورد.البته در آن دوران موتزارات توانستهبود زندگی خوبی برای خودش دست و پا كند.كالسكه شخصی، نوكر خصوصی و خانه بزرگداشت، اما مردی ولخرج بود.
درسال 1782 با (كنستانس وبر) خواهركوچكتر آلوئیزا ازدواج كرد.
در اولین سالهای زندگی خود در وین،موتزارت بهوسیله نوشتن آهنگ برای پیانو و ویلناعتباری كسب كرد. درسال 1782 اپرای معروفخود را نوشت.
(هایدن) یكی از آهنگسازان معروف آندوران به پدر موتزارت نامه نوشت و گفت پسرتبزرگترین آهنگسازی است كه دیده یا شنیدهام.او با ذوق است واز آن بالاتر بزرگترین دانشمندآهنگسازی است كه تاكنون برخورد داشته است.آهنگهای موتزارت معجونی از درخشندگیآهنگسازی و رشد سمفونیك بود.
آن دوران نهایت پركاری موتزارت به شمارمیرود. در سال 1789 اولین اپرای كمدیخود را با نام (عروسی فیگارو) نوشت. اوباقیمانده عمر كوتاهش را د ر وین گذراند.موتزارت مسافرتهای زیادی در این مدت انجامداده بود. در واقع موتزارت بیشتر روزهایعمرش را در سفر بود. 13 هزار و 97 روز زندگیكرد، 3 هزار و 720 روز از عمرش را در سفر بودو در طی این سفرهای كوتاه و بلند از بیش از 200شهر دیدن كرد.
درزندگی موتزارت لحظات سكون واستراحت به ندرت وجود داشته است. او كه ازهمان كودكی پرجنب و جوش بود. پس از كسبموفقیتهای كوچك و بزرگ در زادگاهش وهمچنین سفر به ایتالیا و زندگی در وین به یكچهره محبوب مبدل شد.
آخرین سفر او به پراگ در سال 1791 بود، تااپرایی را برگزار كند این یك اپرای سنگین سنتیبرای جشن تاجگذاری بود ولی موتزارت در آناز لطافت و شوخ طبعی خاصی از شخصیتهایاجتماعی اپرا استفاده كرد. موتزارت برخلافداستانهای متعددی كه مربوط به مسمومیت اوتوسط یكی از همكارانش به نام (آنتونیو سالیاری)شایع شده، به علت یك بیماری ناشناخته همراه باتب در سن 36 سالگی از دنیا رفت. موتزارتآهنگی را كه یكی از عظیمترین كارهای او درموسیقی كلیسایی است كه به دلیل بیماریاش نیمهتمام رها كرد. او درحومه شهر وین با حداقلتشریفات و در یك گور گمنام به خاك سپرده شد.
ویژگیهای موسیقی موتزارت
موسیقی و شخصیت خود موتزارت شگفتانگیزبوده است. دانشمندان به این نتیجه رسیدهاند كهماهیهای دریای اژه در سواحل یونان با شنیدنموسیقی موتزارت استرس كمتری دارند و میلجفتگیری در آنها بیشتر میشود. گاوهای شیرده باشنیدن موسیقی موتزارت شیر بیشتری تولیدمیكنند.
حتی موسیقی موتزارت بر روی انسانها نیز تاثیرمثبت میگذارد. در سلولهای زندانیهایجنایی موسیقی موتزارت پخش میشودتا بهآرامش برسند. درایستگاههای متروی نیویوركاز بلندگوها صدای موسیقی موتزارت به گوشمیرسد تا تاثیر مثبت و آرامبخش بر رویافرادی بگذارد كه بیصبرانه منتظر رسیدنمتروی بعدی هستند.
در واقع جنین در شكم مادر با شنیدن موسیقیموتزارت احساس آرامش و رضایت بیشتریمیكند. به گفته محققان و روانشناسان فرانسوی،موسیقی موتزارت مثل بارانی است دربیابان.
شیطنت وحركتهای غیرمنتظره همراه بانغمههای ساده و دلنشین را در موسیقی موتزارتمیتوان لمس كرد.
اوج خلاقیت، نبوغ در جوانی به همراهشادابی برای زندگی و بیآلایشی به خوبی درموسیقی موتزارت احساس میشود.
موسیقیدانان، موسیقی موتزارت را اینگونهتشبیه كردهاند: گویی از پنجره با تحسین به كودكینابغه مینگری كه درحال بازی و سخن گفتن باخود است.
برخی از آثار موتزارت
مجموع آثار موتزارت 656 موسیقیمیباشد كه چندین اثر او در طول جنگهایمتعدد از بین ر فته است. در ذیل به چند اثرمعروف او اشاره میكنیم:
عروسی فیگارو - فلوت سحرآمیز - سمفونیشماره چهل - مارش ترك - موسیقی كوچكشبانه - پیانو كنسرت در دوماژور - ركوییمهایمرگ - آوماریا- فانتزی د ر رمینور - كنسرتهایكلارینت - كوارترهای زهی - واریاسیونهایپیانو
تبلیغات
مدیر وبلاگ :