وب سایتی مثل هیچ کجا . بهترین ها و جدید ترین ها و زیبا ترین ها - پست های گفتگو با شخصیتها
 
       
 

 منو اصلی

 صفحه نخست

پست الكترونیك

نامه به مدیر وبلاگ

هدیه مدیر به شما

       


وضعیت من در یاهو مسنجر    




نظرسنجی

دوستان کدام یک از موضوعات زیر را بیشتر دوست دارید تا براتون ارسال کنم






صفحات سایت

 مطالب قبلی رو در صفحات زیر ببینید

1 2 3

Whois Domain


لوگوی ما   

كد لوگوی ما:


كد لینك به ما:



لینكستان    

* Iranian handmade tableau's carpets

* بزرگترین سایت شکلات - chocola

* شرکت رادپلیمر کاویان

* وب سایت شهر سردرود

* بهترین و زیباترین عكس ها + جوك و اس ام اس + بیوگرافی شخصیتهاو ...

* موتور جستجوی گوگل

* عکس + عکس +‌عکس و ...

* وب سایتی مثل هیچ کجا


لینك دوستان

* **عکسهای کمیاب**

* ثبت دامنه رایگان

* فقط جك و اس ام اس

* اس ام اس رایگان

* یكی از بهترین سایتهای سرگرمی

* چ--ت ر--و--م ایرانی

* ۩۞۩جعبه ابزار موبایل۩۞۩

* سینمای حرفه ای جهان

* فروشگاه سفارش فیلم

* بهترین عکس ها

* تفریح دانلود آموزش

* بهترین عکس ها , کل.یپ ها و اس ام اس ها

* کل.یپ,عکس,اس ام اس

* بزرگترین مرجع عکس

* شرکت رادپلیمر کاویان

آرشیو لینكدونی


آرشیو ماهانه

* دی 1387 (14)

* آذر 1387 (35)

* آبان 1387 (25)

* مهر 1387 (27)

* شهریور 1387 (40)

* مرداد 1387 (9)

* تیر 1387 (35)

* خرداد 1387 (10)

* اردیبهشت 1387 (21)

* فروردین 1387 (53)

* اسفند 1386 (7)

* بهمن 1386 (4)

* دی 1386 (2)

* آذر 1386 (8)

* آبان 1386 (8)

* مهر 1386 (86)

* شهریور 1386 (62)


ساعت و تقویم

اسپانسر


محرم




لینک باکس زیر لینک باکس تبلیغاتی بوده و این سابت هیچ گونه مسئولیتی در قبال لینکهای ارسالی ندارد.

ناگفته‌های زندگی شهریار (محمدحسین بهجت تبریزی) از زبان دختــرش ( گفتگو با شخصیتها , )

ناگفته‌های زندگی شهریار (محمدحسین بهجت تبریزی) از زبان دختــرش

 
شهرزاد بهجت تبریزی در گفتگو با (جاده‌های سبز)، ناگفته‌هایی از زندگی خصوصی پدرش (شهریار) را بر زبان آورد، او می‌گوید: پدر در سال 1285 هجری شمسی در تبریز متولد شد، مردی متمول و از وكلای درجه یك تبریز بود كه گرسنگان بی‌شماری از خوان كرم او سیر می‌شدند...
 او می‌گوید: پدرم اولین شعرش را در چهار سالگی سروده و آن زمانی بود كه مستخدمشان به نام (رویه) برای ناهارش، آبگوشت تهیه كرده بود. پدرم درباره خاطرات ایام كودكی‌اش می‌گوید: روزی با بچه‌های محل مشغول بازی بودم، پس از مراجعت به خانه به درخت بزرگی كه در وسط حیاط خانه بود، خیره شدم و شروع به خواندن شعر كردم. سخنانی موزون كه نمی‌دانستم چگونه به مغز و زبان من می‌آمدند كه ناگهان پدرم مرا صد اكرد، به صدای بلند پدرم برگشتم، با حالتی تعجب‌آمیز پرسید: این اشعار را از كجا یاد گرفتی؟ گفتم: كسی یادم نداده، خودم می‌گویم. ابتدا باور نكرد اما پس از این‌كه مطمئن شد، در حالی كه صدایش از شوق می‌لرزید با صدای بلند، مادرم را صدا كرد و گفت: بیا ببین چه پسری داریم! یك بار هم در هفت سالگی شعر گفت، زمانی كه مانند بیشتر بچه‌ها از حرف مادر خود سرپیچی كرده و به حرف او گوش نداده بود.
من گنه‌كار شدم وای به من
مردم آزار شدم وای به من!

ادامه مطلب

نوشته شده توسط علیرضا در  جمعه 29 آذر 1387  و ساعت 04:55 ب.ظ

  صفحه اصلی ارسال این لینک به دوستان در یاهو مسنجر  لینك این مطلب نظرات ()


گپی با مصطفی زمانی - یـوزارسیـف، پسـر دریــا ( گفتگو با شخصیتها , عکس , بیوگرافی شخصیتها , )

گپی با مصطفی زمانی - یـوزارسیـف، پسـر دریــا

 

صدایش را كه از پشت تلفن می‌‌شنوی، باورت نمی‌‌شود كه این فرد، همان بازیگر مجموعه یوسف پیامبر(ع) است، چه برسد كه او را از نزدیك ببینی، باوركردنش كمی مشكل است، مصطفی زمانی همان «یوزارسیف» سریال یوسف پیامبر(ع)، پسر با استعداد سینمای ایران، كارشناس مدیریت صنعتی است.

او اصلیتی شمالی دارد، در واقع او پسر دریا است. وی در 30 خردادماه سال 1361 به دنیا آمده و با بازی در این مجموعه نشان داده كه از استعداد بالایی در بازیگری برخوردار است. او در خانواده‌ای به دنیا آمده كه پنج فرزند دارد، چهار پسر و یك دختر و مصطفی فرزند سوم خانواده است. از كودكی به بازیگری علاقه وافری داشت و از كوچكترین فرصتی استفاده می‌كرد تا فیلم ببیند.

«از آنجا كه در شهرستان برایم امكان بازیگری نبود، به هیچ عنوان به آن فكر نمی‌كردم تا اینكه دانشگاه قبول شدم، آنجا بود كه سعی كردم به تئاتر دانشجویی راه پیدا كنم و خودم را نشان دهم تا در نهایت یك قدم به بازیگری نزدیك‌تر شوم.»

روزها گذشت و گذشت، تا اینكه یكی از بهترین فرصت‌های زندگی نصیب مصطفی شد، البته به همین راحتی هم نبود كه او سر از این مجموعه تاریخی در آورد...

یكی از دوستان مصطفی كه می‌دانست او علاقه زیادی به بازیگری دارد، در روزنامه‌های كثیرالانتشار خوانده بود كه برای نقش حضرت یوسف(ع) به دنبال بازیگر هستند، و او را تشویق كرد كه برود تست بدهد، اما «مصطفی زمانی» به هیچ عنوان فكر نمی‌كرد كه در این تست پذیرفته شود، و به دوستش گفت: «نمی‌روم، آنها به دنبال بازیگری با مشخصات ظاهری من نیستند». اما دوستش پافشاری كرد و عكس او را به كارگردان این پروژه فرج‌ا... سلحشور نشان داد، سلحشور هم از چهره «زمانی» خوشش آمد و گفت: «بگو، بیاید تست بدهد»... و این شد كه زمانی خود را به سلحشور معرفی كرد. یك جوان چشم آبی كه هیچ سابقه بازیگری نداشت، اما تا دلتان بخواهد استعداد داشت.رفت و تست داد، با اینكه به نظر خودش خوب تست داد، اما آنجا متوجه شد كه خیلی‌ها برای تست دادن، رفته‌اند، ولی از تعداد آنان خبر نداشت... بیست روزی گذشت، با او تماس گرفتند و گفتند در تست‌های اولیه قبول شدی، وقتی كه خود را به گروه معرفی كرد، متوجه شد كه برای نقش حضرت یوسف(ع)، سه هزار نفر شركت كرده بودند!

ادامه مطلب

نوشته شده توسط علیرضا در  سه شنبه 5 آذر 1387  و ساعت 05:13 ب.ظ

  صفحه اصلی ارسال این لینک به دوستان در یاهو مسنجر  لینك این مطلب نظرات ()


با « مصطفی زمانی» بازیگرنقش حضرت یوسف ( عکس , گفتگو با شخصیتها , بیوگرافی شخصیتها , )

با « مصطفی زمانی» بازیگرنقش حضرت یوسف



دنبال یك زندگی راحت هستم

تا می گویی یوسف، همه چهره ای را مجسم می كنند كه با دیدنش اگرچاقو به دست داشته  باشی حتماً دستت را خواهی برید. ازاین قصه كه بگذریم، با خودم فكرمی كردم پیدا كردن یوسف ازمیان خیل چشم رنگی هایی كه عرصه سینما را به دست گرفته اند خیلی هم نباید سخت باشد.

یوسفی كه ازمیان 3 هزارنفربرای مصاحبه می آید نیزیكی ازهمان چشم رنگی هاست كه با مو و ریش بلندش بیشترمرا به یاد مسیح می اندازد. او خیلی اتفاقی گذارش به شهرپر وسوسه و خیال انگیزسینما افتاده و هنوز روزهای دوست داشتنی و دشوارشهرت برای او از راه  نرسیده است. به همین خاطرمی شود هر جایی نشست و با او از یوسفی حرف زد كه به قول خودش هیچ شباهتی به آن كه حالا می بینیم  ندارد.

گویا مو و چشم های رنگی اش را تیره كرده اند، می گوید: زیبایی را گرفته اند تا معصومیت ببخشند.

دلش نمی خواهد او را از گروه همان چشم رنگی هایی ببینیم كه راه دشوارسینما را به خاطرزیبایی چهره شان  یك شبه پیموده اند. می گوید به ضابطه معتقد است و بیش از آن به سرنوشت.

ما هم نمی خواهیم مثل برخی منتقدان كه او را نا بازیگرشهرستانی معرفی كرده و[به قول خود زمانی] با سلیقه ای عمل كردن كینه خود را دردل او نشانده اند، بازیگری اش را به بوته ی نقد بكشانیم. می نشینیم به انتظار و نقدها را می گذاریم برای بعد. بازیگری بی شك مهارتی نیست كه بشود داشتن یا نداشتن را درچهره ی او جستجو كرد.

یوسفی كه حالا می بینیم جوان 23 ساله ای است اهل فریدون كنار. اوشبیه همه جوان های دور و برم لباس پوشیده و یك غرورپنهانی را درتكان دادن های دست و حتی نگاه كردنش به آدم های میزكناری می بینم. تعجب نمی كنم  وقتی می گوید دو تا دوست بیشترندارد  وهمكلاسی هایش می گویند: فلانی به زمین هم فخر می فروشد.با مصطفی زمانی دریك شب زمستانی گفتگومی كنم. تا به خانه برسم به یوسفی فكرمی كنم كه تصویری كردن حقیقت زیبایی اش بی شك كار دشواری است ( كه شاید ازعهده ی هیچكدام ازاین خیل چشم رنگی ها برنیاید).

ادامه مطلب

نوشته شده توسط علیرضا در  چهارشنبه 29 آبان 1387  و ساعت 11:13 ق.ظ

  صفحه اصلی ارسال این لینک به دوستان در یاهو مسنجر  لینك این مطلب نظرات ()


گفتگو با نیکی نصریان بازیگر خردسال سریال بزنگاه ( گفتگو با شخصیتها , )

گفتگو با نیکی نصریان بازیگر خردسال سریال بزنگاه

گفتگو با نیکی نصریان بازیگر خردسال سریال بزنگاه

گفتگو با نیکی نصریان بازیگر خردسال سریال بزنگاه

من نیکی، پنج سال دارم

یکی از معضل های بازیگری در ایران این است که بازیگران خردسال به یک آن چون ستاره می درخشند، سپس پای ثابت هر فیلم شده و ناگهان در هیاهو گم می شوند،اما در هالیوود یک بازیگر بااستعداد خردسال کم کم با سنش پیش می رود و راهش را تا آنجا که توانش را دارد، ادامه می دهد. مثلاً «الیزابت تیلور» 10 ساله با سینمایی «جین ایر» مشهور می شود و تا 75 سالگی هم ادامه می دهد و در زمان حال، بازیگری چون «دروباریمور» که با «ئی تی» درخشید به یک بازیگر موفق جوان بدل شده یا نابغه یی چون «واکوتافانینگ» که در فیلم «من سام هستم» پا به پای «شون پن» و به همان توانمندی هنرنمایی کرده، اینک به یک بازیگر نوجوان و موفق تبدیل شده است. نیکی نصیریان هم از جمله استعدادهایی است که می تواند آینده خوبی در زمینه بازیگری داشته باشد، به شرط آنکه برنامه ریزی مناسبی برای او صورت بگیرد.

-نیکی جان، چطور شد برای نقش درسا انتخاب شدی؟

یعنی چی؟

-یعنی چطور شد که آقای عطاران گفتند شما دختر خوبی هستی، باهوشی، حرف گوش کنی و می تونی در سریال بزنگاه نقش دختر من (درسا) رو بازی کنی؟

شکلش رو بگم؟

(منظور نیکی از شکلش رو بگم، تعریف مجرا با بیان موقعیت است، یک چیزی شبیه فیلمنامه.)

اول رفتیم پیش آقای ارک. آقای ارک یک پیرهن آبی تنشون بود. بعد آقای عطاران آمدن. آقای عطاران هم یک پیرهن تنشون بود با یک شلوار کرم. سفید نبودا، کرم بود. آقای عطاران از من تست گرفت و من درسا شدم.

-آن روز به جز شما کس دیگری هم برای تست آمده بود؟

اون روز نه، فقط خودم بودم.

-الان شما بلدی بنویسی و بخونی؟

نه هنوز، بلدم فقط امضا کنم.

بقیه در ادامه مطلب ...

ادامه مطلب یادتون نره ...

نوشته شده توسط علیرضا در  پنجشنبه 11 مهر 1387  و ساعت 07:10 ق.ظ

  صفحه اصلی ارسال این لینک به دوستان در یاهو مسنجر  لینك این مطلب نظرات ()


مصاحبه با رضا عصاران : واقعا خسته ام و احساس می کنم پیر شده ام ( گفتگو با شخصیتها , )

مصاحبه با رضا عصاران : واقعا خسته ام و احساس می کنم پیر شده ام

مصاحبه با رضا عصاران : واقعا خسته ام و احساس می کنم پیر شده ام

-بسیار مایلم بتوانیم در گفت وگویی که به بهانه مجموعه بزنگاه داریم به گونه یی مساله طنز و از جهتی کارهای مناسبتی را هم تحلیل کنیم، اما با این مقدمه شروع می کنم؛ وقتی شما از ملودی اسفندیار منفردزاده برای ساخت موسیقی این مجموعه وام می گیرید و ما را به یاد صدای «فرهاد مهراد» به خاطر فیلم «گوزن ها» می برید می توان حدس زد که هدف شما از این مجموعه نه پرداختن به یک طنز ساده و نه نشان دادن ناهنجاری ها و معضل اعتیاد به گونه یی دستمالی شده بلکه نوعی دیگر دیدن است .

-مثلاً شخصیت اصلی گوزن ها یک معتاد به آخر خط رسیده بود و قهرمان هم شد، همه هم با او حس همذات پنداری داشتند اما هیچ کس اعتیاد را تا به حال به این تلخی به تصویر نکشیده بود. منظور من این است که لزومی ندارد برای نشان دادن بدی های اعتیاد، معتاد را یک هیولا جلوه بدهیم. ما در این فیلم از اعتیاد بیزار شدیم اما توانستیم یک معتاد را از زباله ذهن مان بیرون بکشیم. من فکر می کنم وقت این رسیده که برای آگاه سازی مخاطب نوع دیگر داستان را نیز تجربه کنیم حتی در یک کار طنز مثل بزنگاه.

البته اینکه شما می گویید می تواند درست باشد اما بحث تلویزیون و سینما و مخاطبان آن کاملاً متفاوت است، حتی مقایسه سینمای آن زمان با سینمای امروز.

بقیه در ادامه مطلب ...

ادامه مطلب یادتون نره ...

نوشته شده توسط علیرضا در  پنجشنبه 11 مهر 1387  و ساعت 06:10 ق.ظ

  صفحه اصلی ارسال این لینک به دوستان در یاهو مسنجر  لینك این مطلب نظرات ()


گفتگوی هنری - پوریا پورسرخ : تلویزیون را دوست دارم ( گفتگو با شخصیتها , )

گفتگوی هنری - پوریا پورسرخ : تلویزیون را دوست دارم

  گفتگوی هنری - پوریا پورسرخ : تلویزیون را دوست دارم

جوان بااستعدادی كه با مجموعه «وفا» روز‌های اول سال 85 در خاطره‌ها ماند، پس از آن بازی در سریال زیبای صاحبدلان در ماه رمضان همان سال ، یكبار دیگر نام او را در بین بازیگران مطرح سریال‌های تلویزیونی زبانزد كرد، همكاری در سریال با محمد حسین لطیفی كارگردان خوب سینما و تلویزیون... بعد تصمیم گرفت به سراغ دنیای سینما برود، این‌بار باز هم با لطیفی و بازی در فیلم سینمایی «روز سوم»... این سه كار نشان داد كه او از توانایی‌های بالایی برخوردار است. سپس بازی در ساعت شنی و البته فیلم سینمایی «پسران آجری» كه اولین تجربه سینمایی‌اش بود سال گذشته از او پخش شد، اما در ماه رمضان سال گذشته او سریال مناسبتی دیگری را تجربه كرد، نام آن مجموعه «شكرانه» بود كه از شبكه تهران و شبكه‌های استانی پخش می‌‌شد.
كار در كنار بازیگران غیرحرفه‌ای تاجیكی، انتقادات زیادی رابر او وارد كرد. گرچه پوریا مقصر نبود، اما همین امر باعث شد كه او تا حدی نسبت به كار در تلویزیون دلسرد شود، پس دوباره به سراغ سینما رفت، در دو فیلم «حركت اول» و «عیار 14» كه هنوز اكران نشده به بازی پرداخت و تمام فكر و ذكرش شد سینما، اما او می‌‌دانست كه باید اعتبار گذشته را دوباره با تلویزیون بدست آورد و بازی در «شكرانه» را تنها یك اتفاق یا فراز و نشیب كه برای هر بازیگری ممكن است، حادث شود، به فراموشی بسپارد، زمانی كه «سیروس مقدم» كارگردان حرفه‌ای تلویزیون كه در كارنامه كاری خود، سریال‌هایی چون نرگس، اغما و پیامك از دیار باقی را داشت، به او پیشنهاد نقش «مسعود» را برای بازی در روز حسرت داد، پوریا متوجه شد كه شانس یكبار دیگر به او رو آورده است، كاری خوب كه می‌‌تواند اعتبار سابق را به او دوباره هدیه كند، همان اعتباری كه سه سال قبل از تلویزیون بدست آورده بود، پس نقش را پذیرفت و شد آن چیزی كه باید می‌‌شد،در «روز حسرت» پوریا را یكبار دیگر همان «پوریا» ی سابق البته باتجربه بیشتر دیدیم، در لوكیشن «روز حسرت» ساعت 1 بامداد، با او به گفتگو نشستیم، پوریا برایمان از این مجموعه گفت.

بقیه در ادامه مطلب ... 

ادامه مطلب یادتون نره ...

نوشته شده توسط علیرضا در  شنبه 30 شهریور 1387  و ساعت 11:09 ق.ظ

  صفحه اصلی ارسال این لینک به دوستان در یاهو مسنجر  لینك این مطلب نظرات ()


مطالب گذشته

3


 * دانلود نوحه با صدای مداحان اهل بیت (ع)

 * تنهایی و چت

 * چهار چیز که نمی‌توان آن‌ها را بازگرداند!

 * مغز چگونه در باره جنایت و مجازات تصمیم می‌گیرد؟

 * سال جدید و نویسنده ی جدید

 * happy new year

 * گشت و گذاری در بزرگراه های ژاپن

 * چرا فیلم ترسناک تماشا می‌کنیم؟

 * ۷ نکته برای اینکه سرما نخورید

 * اس ام اس های زیبا و عشقولانه + جملات زیبا

 * تست مادرزن دوستی!

 * عكسهای هنری از Lamborghini

 * نقد و بررسی Samsung U800 Soul b سامسونگ یو 800 سل بی

 * پیش بینی 10 اتفاق بزرگ در دنیای آی.تی

 * ناگفته‌های زندگی شهریار (محمدحسین بهجت تبریزی) از زبان دختــرش


این سایت تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد و به هیچ گروه و... وابسته نمی باشد و فقط جنبه تفریحی - آموزشی دارد.

آمار سایت

امروز : سه شنبه 17 دی 1387
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
كل بازدیدها :
كل مطالب :
افراد آنلاین: نفر
آخرین بروزرسانی :

آخرین بازید از وب سایت :



موضوعات  

* عمومی

* عکس

* جوک و اس ام اس

* بیوگرافی شخصیتها

* فال

* اخبار موبایل

* تم های موبایل

* نرم افزارهای موبایل

* ملودی و آه-نگ موبایل

* وید-یو کل-یپ های موبایل

* نقدوبررسی گوشی موبایل

* اخبار داغ

* مطالب آموزشی

* گفتگو با شخصیتها

* مطالب جالب و خواندنی

* دانلود


جستجو در سایت



مدیران وبلاگ

علیرضا (448)

NA (2)


طراح قالب : علیرضا یاقوتی

مدیر سایت

This Template Designed By :
Alireza Yaghooty


برای درج آگهی كلیك كنید




تبلیغات شما در سایت مثل هیچ كجا با قیمتهای باور نكردنی


مشخصات بازدید کننده


آخرین دسترسی گوگل




رانک سایت در گوگل