تبلیغات
وب سایتی مثل هیچ کجا . بهترین ها و جدید ترین ها و زیبا ترین ها - مطالب مطالب جالب و خواندنی

اگه شوهر شما یک بر نامه نویس باشه جه اتفاقی می افته

امروز یک پست خیلی جالب و باحال و خیلی قدیمی رو دیدم که خالی از لطف ندیم که دوباره ارسال اش کنم

شوهر: سلام،من Log in کردم.
ز ن: لباسی رو که صبح بهت گفتم خریدی؟
شوهر: Bad command or File name.
ز ن: ولی من صبح بهت تاکید کرده بودم!
شوهر: Syntax Error, Abort, Retry, Cancel.
ز ن: خوب حقوقتو چیکار کردی؟
شوهر: File in Use, Read only, Try after some Time.
ز ن: پس حداقل کارت عابر بانکتو بده به من.
شوهر: Sharing Violation, Access Denied.
ز ن: می دونی، ازدواج با تو واقعا یک تصمیم اشتباه بود.
شوهر: Data Type Mismatch.
ز ن: تو یک موجود بدرد نخور هستی.
شوهر: By Default.
ز ن: پس حداقل بیا بریم بیرون یه چیزی بخوریم.
شوهر: Hard Disk Full.
ز ن: ببینم میتونی بگی نقش من تو ز ندگی تو چیه؟
شوهر: Unknown Virus Detected.
ز ن: خب مادرم چی؟
شوهر: Unrecoverable Error.
ز ن: و رابطه تو با رئیست؟
شوهر: The only User with Write Permission.
ز ن: تو اصلا منو بیشتر دوست داری یا کامپیوترتو؟
شوهر: Too Many Parameters.
ز ن: خوب پس منم میرم خونه بابام.
شوهر: Program Performed Illegal Operation, It will be Closed.
ز ن: خوب گوشاتو بازکن، من دیگه بر نمیگردم!
شوهر: Close all Programs and Logout for another User.
ز ن: می دونی، صحبت کردن باتو فایده نداره، من رفتم.
شوهر: Its now Safe to Turn off your Computer

نوشته شده در تاریخ جمعه 20 دی 1387    | توسط: علیرضا    | طبقه بندی: مطالب جالب و خواندنی، جوک و اس ام اس،     | نظرات()

تست روانشناسی فضولی!!!

سلام و وقت بخیر......

اگرچه كنجكاوى همیشه یك صفت پسندیده محسوب مى شود اما اگر ازحد متعارف خود خارج شود دیگر آن قدرها هم پسندیده نخواهدبود. شما معمولاً با دوستان فضولتان چكارمى كنید؟ بدون تردید سعى مى كنید هرطورشده آنها را از سرخودتان بازكنید، درست است؟ اما آیا مى دانید خود شما چقدر دچار این مشكل هستید؟ تست امروز ما معلوم مى كند شما تا چه اندازه فضول هستید…!تصوركنید.....

ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 18 دی 1387    | توسط: NA    | طبقه بندی: مطالب جالب و خواندنی،     | نظرات()

تنهایی و چت

سلام و وقت بخیر.........

خیلی از ما وقتی اسم چت رو می شنویم یاد آدمای بی کار و ...می اُفتیم.وقتی اسم چت روم می یاد  یاد دوستی های نادرست و نامطلوب می اُفتیم. شاید خود شما همیشه دوست داشتی چت رو تجربه کنی اما می ترسیدی حالا یا از مامان و بابات یا از چیزایی که در موردش شنیدی. من بهت کمک می کنم تا هم در امان باشی هم چت رو تجربه کنی هم علم کامپیوتر برات جالب تر بشه و حتی مامان و بابات هم باهاش موافق بشن.(البته تو هم فقط تعریف ها رو در مورد چت روم های ایرانی که خداوکیلی آدمای بی کار توشن شنیدی.باید بهت بگم که چت روم هایی هستند که می تونی از اون خیلی چیزها یاد بگیری و آدمایی هم که توش می یان از تمام کشورها هستند و اکثر تحصیل کرده اند و دنبال مسایلی از قبیل پیدا کردن آدرس آی پی یا هک و این مسایل نیستند).

خلاصه کنم امروز می خوام آدرس یه دوست خوب و مجازی رو بهتون بدم که با اینکه خودم خیلی وقته باهاش آشنا شدم اما یادم نبوده که به شما معرفیش کنم.

ربو دانش عزیز

به خاطر داشته باشین که ربو تقریبا بچه ست و حالا حالاها مونده تا همه چیزو مثل من و شما یاد بگیره.

 

امیدوارم خوشتون بیاد

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 16 دی 1387    | توسط: NA    | طبقه بندی: مطالب جالب و خواندنی،     | نظرات()

چهار چیز که نمی‌توان آن‌ها را بازگرداند!

چهار چیز که نمی‌توان آن‌ها را بازگرداند!

 ز ن جوانی در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود .  چون هنوز چند ساعت به پروازش باقی مانده بود، تصمیم گرفت برای گذراندن وقت کتابی خریداری کند. او یک بسته بیسکوئیت نیز خرید و برروی یک صندلی نشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد...

مردی در کنارش نشسته بود و داشت روزنامه می‌خواند.

وقتی که او نخستین بیسکوئیت را به دهان گذاشت، متوجه شد که مرد هم یک بیسکوئیت برداشت و خورد. او خیلی عصبانی شد ولی چیزی نگفت.

پیش خود فکر کرد: «بهتر است ناراحت نشوم. شاید اشتباه کرده باشد.»

ولی این ماجرا تکرار شد. هر بار که او یک بیسکوئیت برمی‌داشت ، آن مرد هم همین کار را می‌کرد. این کار او را حسابی عصبانی کرده بود ولی نمی‌خواست واکنش نشان دهد.


وقتی که تنها یک بیسکوئیت باقی مانده بود، پیش خود فکر کرد: «حالا ببینم این مرد بی‌ادب چکار خواهد کرد؟»

مرد آخرین بیسکوئیت را نصف کرد و نصفش را خورد.

این دیگه خیلی پرروئی می‌خواست!

او حسابی عصبانی شده بود.

در این هنگام بلندگوی فرودگاه اعلام کرد که زمان سوار شدن به هواپیماست. آن زن کتابش را بست، چیزهایش را جمع و جور کرد و با نگاه تندی که به مرد انداخت از آنجا دور شد و به سمت دروازه  اعلام شده رفت. وقتی داخل هواپیما روی صندلی‌اش نشست، دستش را داخل ساکش کرد تا عینکش را داخل ساک قرار دهد و ناگهان با کمال تعجب دید که جعبه  بیسکوئیتش آنجاست، باز نشده و دست نخورده!

خیلی شرمنده شد!! از خودش بدش آمد ... یادش رفته بود که بیسکوئیتی که خریده بود را داخل ساکش گذاشته بود.

آن مرد بیسکوئیت‌هایش را با او تقسیم کرده بود، بدون آن که عصبانی و برآشفته شده باشد...

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 16 دی 1387    | توسط: علیرضا    | طبقه بندی: مطالب جالب و خواندنی،     | نظرات()

مغز چگونه در باره جنایت و مجازات تصمیم می‌گیرد؟

مغز چگونه در باره جنایت و مجازات تصمیم می‌گیرد؟

در میان حقوق‌دانان غربی یکی از بحث‌های طولانی در باره  اینست که چقدر داغ کردن و احساسی کردن قضیه (توسط رسانه‌ها و یا وکلا) روی تصمیم گیری و اعمال قانون اثر می‌گذارد. در این راستا تحقیق جالبی اخیراً در مجله علمی نورون به چاپ رسیده‌ است که نشان می‌دهد مغز آدمی  حتی در یک جوٌ احساسی هم قادر است که خونسرد و منطقی در مورد اتهام و یا برائت یک متهم از روی قانون قضاوت کند.

تحقیق توسط یک گروه به هدایت دکتر جونز استاد حقوق و دکتر موریس استاد روانشناسی با زمینه نوروساینس انجام شده است. هدف از تحقیق این بود که به توسط دستگاه fMRI ببینند که کدام قسمت و یا قسمت‌های مغز به هنگام قضاوت کردن برای یک جنایت و تصمیم گیری در میزان مجازات شخص جانی فعال می‌شود. از شرکت کنندگان در این تحقیق خواستند سناریوهایی از جنایات مختلف را روی صفحه کامپیوتر بخوانند و راجع به درجه مجازات جانی تصمیم بگیرند. در برخی موارد اطلاعاتی راجع به زمینه روحی-روانی فرد جانی و یا اگر او احساس خطر می‌کرده و یا دلایل ارتکاب جرم هم به فرد شرکت کننده در آزمایش می‌دادند و در تمام این مدت مغز او زیر دستگاه fMRI مشاهده می‌شد و میزان فعالیت نورون‌های مغز ضبط می‌گردیده.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 15 دی 1387    | توسط: علیرضا    | طبقه بندی: مطالب جالب و خواندنی،     | نظرات()

چرا فیلم ترسناک تماشا می‌کنیم؟


همه دوست ندارند بترسند؛ اما نوع خاصی از ترس که در فیلم‌های ترسناک وجود دارد، مخاطبان فراوانی در سراسر جهان جذب کرده است. البته ژانر ترسناک هیچ‌گاه به طور کامل موردقبول قشر منتقد سینما قرار نگرفته و شاید آن‌قدر جدی گرفته نشده است؛ اما با این حال افراد زیادی را می‌بینیم که به فیلم‌های ترسناک علاقه دارند.
چرا فیلم ترسناک تماشا می‌کنیم؟ دلایل مختلفی برای این کار وجود دارد. روان‌شناسان ارتباط محکمی بین فیلم ترسناک و نیاز مخاطبان آن فیلم به هیجان یافته‌اند. ترس نوعی هیجان است و فیلم‌های وحشتناک داستانی هولناک را روایت می‌کنند که هرچقدر هم که تاثیرگذار باشند، مخاطب فیلم در آن فضا قرار ندارد؛ بنابراین مخاطبان از کشمکش‌های فیلم و روایت آن می‌ترسند و هیجان‌زده می‌شوند و می‌توان گفت لذت می‌برند!
آلفرد هیچکاک که فیلم «روانی» او جزو یکی از هولناک‌ترین فیلم‌های تاریخ سینماست درباره‌ی فیلم‌های ترسناک گفته: «مردم زمانی که احساس امنیت می‌کنند دوست دارند بترسند.» فیلم «روانی» هیچکاک در کل طول فیلم بیننده را در تعلیق و نگرانی قرار می‌دهد و معمای جالب آن از جنس معماهای خاص هیچکاک است.
اما چرا ژانر فیلم‌های ترسناک هرگز به اندازه‌ی دیگر ژانرها جدی گرفته نشده؟ به نظر من یکی از دلایل آن می‌تواند این باشد که آن‌قدر فیلم‌های ضعیف در این ژانر ساخته شده که یک نوع بدبینی در میان منتقدان به وجود آورده است. البته به طور کلی می‌توان درصد موفقیت بیشتری برای فیلم‌های مثلا در ژانر فانتزی در نظر گرفت، اما فیلم‌های ترسناک موفق و پرفروش هم کم نبوده‌اند. پنج قسمت «اره» (Saw) بیش از سیصد میلیون دلار درآمد را فقط از طریق فروش سینمایی (و نه DVD و پخش تلویزیونی) برای تهیه‌کنندگان و کمپانی سازنده کسب کردند. شاید اگر کمپانی و تهیه‌کنندگان ایده‌ی این فیلم را قربانی دنباله‌سازی‌های تجاری خود نمی‌کردند، این مجموعه فیلم‌ها می‌توانستند قوی‌تر باشند.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 دی 1387    | توسط: علیرضا    | طبقه بندی: مطالب جالب و خواندنی،     | نظرات()
RSS | Atom